تبلیغات |
ناگفته های ناب |
ضبط را روشن کرد چه خوش سخنی بود که مدت ها صدایش را نشنیده بودم در این روزگار که بسیاری از جوانان و عامه به موسیقی های تند روی روی آورده اند و ما باید هر روز صدای تمرین ایشان را در آموزشگاه غیر مجازشان بشنویم چه زیبا پیچید در دو گوشم صدای زیبای قاری.مدت ها بود به دلیل تحصیل از یاد برده بودم مسلمان باید در روز حداقل صفحه ای قرآن بخواند در آیات تدبر کند وبه وسیله قرآن روح تازه ای بگیرد همان گونه که ظهرها در دبیرستان بعد از نماز روحیه می گرفتیم گویی بعد از نماز تمام خستگی جسمی و روحی مان مانند یک استراحت خوب، برطرف شده است اما یک نماز ده دقیقه ای تاثیر بیشتری دارد نه من بلکه دیگران نیز چنین احساسی دارند وبه واقع می توان شستشوی ذهن و روح آدمی را بعد از نماز احساس کرد [ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات ]
شهید،واژه ای که بعضی ازما این روزها چندان به ذهنمان راه ندارد.و این دلیل دلبستگی وتعلق خاطر ما به دنیای مادیات است.شهید خود را ازجهان مادیات جدا کرد تاشهید شد،واین در وصیتشان و رفتارشان قبل از شهادت پیداست،واگر ما آنها را ندیدیم راویان دفاع مقدس همان جانبازان باصفااین شهدای زنده برایمان بازگو کردند.وچه زیباست که نسل سوم با برخی از این شهدا مانوس می شوند و شهدا چه دوستان خوبی هستند برای کسانی که اهل دوستی های باصفا هستند. محمدرضا تورجی زاده نامی آشنا برای رزمندگان اصفهان ونامی دلنواز وآرامش بخش برای دوستان نسل سومی اش،اگر روزهای آخر هفته بر مزارش بروی بسیار تعجب می کنی از جمعیتی که برای دیدار با او و دعای کمیل آمده اند وجایی بهتر از مزار او نیافته اند. وحتی جوانی که حالا ازدواج کرده است و با همسرش به مزار دوستمان شهید تورجی آمده بود می گفت برای ازدواج مشکل داشتم که توسل به او مشکلم را حل کرد وبه قدری با او مانوس شدم که شب عقد همسرم را به مزار تورجی آوردم و اورا بهترین دوستم به همسرم معرفی کردم! ،شهدا نه تنها در زمان حیاتشان دوستانی با صفا بودند که بعد از ترک این دنیا نیز دوستانی خوب هستند. اما شهدا رفتند واکنون ما باید راهشان را ادامه دهیم وتکلیفی بر دوشمان است وامروزادامه راه آنها حمایت و اطاعت از ولی فقیه است،توجه و توسل به امام زمان،و فراموش شده، نماز شب است وآگاهی وحرکت در مسیری که آنها با خون خود چراغ هدایتش را روشن نگاه داشته اند وچراغ فروزان هدایت امت در هر زمان مرجعیت و در راس آن ولی فقیه زمان است. کسی که ذره ای از مقام شهید را درک کند بی گمان او را الگو و اسوه خویش قرار می دهد در درس خواندن در رفتار در گفتار در زندگی خانوادگی در راه روش زندگی...... وشخصی که جایگاه شهید را درک نکند حتی اگر از خانواده شهید باشد به مانند شخصی با چراغی کم نورپا در جاده ای تاریک می گذارد که از دره هاو تنگه های صعب العبور باید بگذرد. شهدا، مرگ را به سخره گرفته اند، تا ما به حقارت دنیا بخندیم.آنان از خود گذشتند تا به ما بیاموزند دنیا گذرگاهی بیش نیست.پس ای شهید راهت ادامه دارد وبرهان ما فرهنگ شهادت است که هنوز پا برجاست. اما شهدا شرمنده ایم، شرمنده ایم از فساد هایی که به وجود آمد و درست بگوییم به وجود آوردیم!!! دیروز الگوی ما تو بودی و امروز...... پی نوشت: عید
نزدیک است و بهترین زمان برای دیدار با دوستان واقعیمان،شهداست.اگر به
اصفهان آمدید حتما از گلستان شهدایش در کنار تخت فولاد دیدن کنید. زیباترین
و ناب ترین لحظات و مناظر اصفهان را می توانید در گلستان شهدا به تماشا
بنشینید این یک توصیه جالب و نه اغراق است.امیدوارم در نقشه و راهنمای
توریست ها و گردشگران داخلی و حتی خارجی برنامه ای هم برای بازدید از این
مکان بسیاز زیبا و جالب باشد. و از مزار شهیدان کاظمی،خرازی،محمد رضا تورجی زاده و...زیارت کنید. طبقه بندی: دفاع مقدس، فرهنگ، اخبار اصفهان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 12:45 ق.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
این روزهای پس از انتخابات برای بسیاری مایه خنده است و تاسف به استدلال ها و گمراهی رقیق سبزی ها و چه مضحک است که این جماعت حتی به چشمان خود نیز دروغ می بینند وصف های طولانی انتخابات برای ایشان هیچ مفهمومی ندارد. اما یکی از تفاوت های این انتخابات با سایر انتخابات این بود که آقا خاتمی نشون داد که جنبش متوهم سبز واصلاحات دیگر از اساس فرو ریخته است ، گرچه این موضوع از همان یکی دو سال پیش کمابیش مشهود بود اما اکنون دیگر حتی بسیاری از طرفداران این جنبش نیزناامید و سرخورده شدند وخاتمی را که یکی از محبوبترین چهره هایشان بود اکنون به چند ساعتی نکشیده به زباله دانی سپردند این نشان از دیکتاتور مآبی طرفداران این جنبش دارد و دیکتاتورهای واقعی را نشان می دهد که هرکسی که مخالف ایشان باشد بی هیچ ملاحظه ای باید از او بیزاری جست وترور شخصیت کرد! واین به خوبی درسایتها وبلاگهایشان مشخص است واین جماعت حتی به خودشان نیز رحم نمی کنند حال به خوبی می توان پی برد که خاتمی برای اصلاحات نقش گورباچف را بازی کرده است.اما من به نوبه خودم از جناب خاتمی برای به عهده گرفتن این نقش خطیر و انقلابی درادامه عملیات انتحاری نابودی اصلاحات و جنبش سبزکه در ادامه انتخابات انجام شد تبریک می گویم وبرای ایشان بابت شنیدن و تحمل فحش وادبیات انتقادی تخریبی از سوی طرفدارانشان تقدیر می کنیم.همچنین از جنبش متوهم سبز و اصلاحات بابت عدم تحمل هم حزبی مخالفشان ونثار ادبیات محترمانه شان چون سیل به سمت جناب خاتمی ، سپاسگذاریم. واما در مورد طرفداران این جنبش توهمی باید گفت:شنا کردن برخلاف مسیر رودخانه را هیچ عاقلی پسند ندانست،آیا با رای ندادنتان چیزی از این نظام و مردمش کم شد؟آیا به جنبش توهمی سبز و اصلاحات چیزی اضافه شد؟ آیا نتیجه جز این شد که اصلاحات بیش از قبل به انزوا رفت حال دیگر نه تنها مجلس که رقابت برای دولت آینده را هم از دست دادید بلکه مدتها قبل از دست داده بودید و حال که قدرت را مردم از شما پس گرفته اند چه کاری از دستتان بر می آید جز توهم انگاری؟! برچسب ها: انتخابات، اصلاحات، توهم سبز، [ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 11:51 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
این روزها اینقدر سوژه زیاده که ما پشت سر هم داریم می نویسیم البته این فرصت کوتاهیه که دراین ایام فراغت کوتاه(چند ساعته) از درس پیش اومد اما بعد........... انقدر برای این اصغر فرهادی نوشتیم و نوشتیم تا اینکه بلاخره موفق شدیم (بچه حزب اللهیا رو می گم) اصغر فرهادی رو به اسکار برسونیم و برنامه پنجره (برنامه رادیویی مختص سینما و تلوزیون) انقدر از این فیلم تعریف و تمجید کرد و برای اصغر فرهادی قربون صدقه رفت که بعید می دونم در یک برنامه رادیویی این چنین به پاچه خواری و تعریف و ستایش از یک فرد پرداخته شده باشه اونهم برای فیلمی که شاید خوش ساخت باشه اما جای جامعه ایرانی و اروپایی رو عوض کرده ودقیقا هر آنچه در جامعه ایرانی کمتر دیده می شود و در اروپا پر رنگ است به ایران نسبت داده می شود در ایران یک مرد یا زن به راحتی طلاق نمی گیرد و نمی تواند مانند جامعه فاسد غرب به زن مانند یک ابزار نگاه کند در حالی که در این فیلم زن ایرانی به دلایلی پوچ می خواهد طلاق بگیرد و به آن سوی آبها برود. ومشکل دقیقا همینجاست که به فرض اگر در ایران چنین مشکلاتی وجود دارد آیا در غرب که همگی از وضعیت فساد اخلاقی آن خبر داریم می توان یک دختر ایرانی را با تفاوتهایش با جامعه غرب و در سن بلوغ به راحتی بزرگ کرد و هیچ نگرانی از بابت تربیت صحیح او نداشت. فقط من از بابت فرهادی حرص جوش نخورده بودم که شد!!! طبقه بندی: فرهنگ، برچسب ها: فرهادی، [ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
"فرهنگ سازی" بهتر است قدری به "فرهنگ سازی" واژه بپردازیم گرچه فرهنگ چیزی نیست که بتوان در مدت کوتاه آن را "ساخت" اما اگر بخواهم به عنوان یک نوجوان یک مقصر پیدا کنم برای این بی فرهنگی ها و ناهنجاری ها اول از همه به والدین ایراد می گیرم و مسئول حوادثی مانند اسید پاشی قتل و.... همگی بر عهده والدین است نه فقط خود فرد، اما در طول این چند سالی که این اتفاقات زیاد شده نسبت به قبل، هر سازمان و شخصی را متهم کردیم اما پدران و مادران را آن طور که باید مورد سرزنش قرار ندادیم و درواقع مجرمان اصلی را رها کرده ایم!!! شاید به نظرتان این یک تندرویست اما یادتان باشد پدران و مادران مسئول کوچکترین نهاد اجتماعی هستند و فرزندان میوه آنها شاید من چندان متوجه مشغله های روزمره والدین نباشم اما به خوبی برایم قابل لمس است که برخی از هم سن و سالانم به دلیل کمبود محبت رو به کارها و رفتارهایی می آورند که حتی وقتی از خودشان سوال کنی پشیمان و ناراحتند از یک عادت ناپسندشان. البته این روزها هرکسی را که مورد روانکاوی قرار دهید متوجه می شوید کمبود محبت دارد که ریشه اصلی این احساس کمبودها در ضعف بنیه و به عبارتی بهتر در ضعف ایمان و تکیه گاه نامطمئن است مانند تکیه به یک دوست دوستی که شاید چندان هم قابل اطمینان نباشد،واز آنجا که دوستی که انتخاب می کنیم باید از ما برتر و والا تر باشد زمانی که چنین نشد یا ارزشهای یک دوست خوب تغییر کرد،نوجوان به انحراف می رود وچنین می شود که وقتی در زندان و بازداشتگاه از او سوال می کنیم ریشه این فساد تو کجاست می گوید پدر و مادرم و بهانه هایی مانند بیکاری بیهوده است زیرا دولت رشته ی تو را و شغل تو را نباید بسازد بلکه شخص باید موقعیت شغلی خود را بسازد مثالی می زنم بسیاری از دوستانم که هم اکنون علوم انسانی می خوانند در توهم ریاست جمهوری به سر می برند وخود را یک سوپرمن تصور می کنند که جامعه منتظر است تا آنان با تمام مشکلاتی که سر راه دارند(مانند دکتر حسابی)!مسیر رشد را بپیمایند و وعلوم سیاسی یا جامعه شناس بخوانند وبشوند فرشته نجاتشان و بعد از دوره اول ریاست جمهوریشان ایران می شود قدرت اول دنیا!!!!! این یعنی بدون تحقیق بیکاری خودرا تضمین کردن و باز هم مسئول این مشکل والدین هستند که غرور بیجا وراه نادرست را به فرزندان خود می آموزند بنابراین علت اصلی تمام مشکلات جامعه پدران و مادران هستند!!! که فرهنگ ایران و اسلام را اجرا نکردند یا صحیح اجرا نکردند زیرا می بینیم بعضا در خانواده های مذهبی وحزب اللهی هم این مشکلات وجود دارد زیرا فرهنگ صحیح تربیت فرزندان را نیاموخته و یا به روش عصر حجری اجرا می کنند جالب است که بدانید روانشناسان معتقدند پدر و مادری که قبل از تولد فرزند حداقل 10-15کتاب معتبر روانشناسی در مورد فرزند و روش صحیح تربیت مطالعه نکرده باشند پدر ومادر خوبی نیستند هرچند ظاهر خلاف این مطلب باشد حال قضاوت با شماست. طبقه بندی: فرهنگ، برچسب ها: فرهنگ، پدران و مادران، [ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
این روزهای انتخابات، در فضای مجازی چیزی که بعضی ها به تقلید از رسانه ها و اربابان خارجی خود انجام می دهند این که به پیش بینی مشارکت عمومی می پردازند اما طبق معمول این پیش بینی حاکی از حضور 20تا30درصدی مردم است و چه خواندنی است نوشته های این فریب خوردگان رسانه های غربی درقبل و بعد از انتخابات،قبل از انتخابات از حضور حداقلی می گویند و جدیدا تحریم انتخابات و کاندیدای مورد نظر ما در انتخابات رد صلاحیت شده اند و..... اما بعد از انتخابات خواهیم دید که حتی حضور مردم در کوچه و خیابان و محل اخذ رای را تکذیب می کنند و نمی توانند ببینند که مردم این مملکت برعکس این اقلیت به تاثیر انتخابات یقین دارند و زمانی که این مشارکت را می بینند آرای مردم را زیر سوال می برند وبه شعور رای دهندگان توهین می کنند من فکر می کنم بعد از انتخابات طبق پیش بینی ها برخی از نمایندگان که از مردم مجوز ورود پیدا نمی کنند به تخریب جناح یا جبهه مقابل می پردازند و از جمله اینها شاید بتوان علی مطهری را نامبرد که بسیار جالب خواهد بود ادبیات چاله میدانی او در صورت رای نیاوردن و البته بسیار امیدواریم امثال لاریجانی و نمایندگان قالیباف رای نیاورند که واکنش لاریجانی احتمالا جالب تر خواهد بود و حتی از این جالبتر رای نیاوردن نمایندگان قالیباف است که می خواهد این نمایندگان را پیش زمینه ای برای ورودش به قوه مجریه قرار دهد که در صورت وقوع این حادثه یک پیروزی بزرگ برای اصولگرایان واقعی و جبهه انقلاب خواهد بود که شاید بتوان جبهه پایداری را نیز بخشی از این پیروزی نامید و اما در این انتخابات بخش دیگری از اصولگرایان پاکسازی شده و متاسفانه همانطور که بعضی از سیاسیون حدس می زدند ریزش صورت گرفت البته نخبگان سیاسی و نظام باید به این نکته توجه کنند که دلیل این ریزش چه بود و من بعد باید به تربیت افراد بپردازیم این نیروهامی توانند دبیرستانیها یی باشند که در رشته علوم انسانی تحصیل می کنند و به نظر من می توان نیرویی بسیار عالی از محصلین علوم انسانی ساخت. اما در این میان دیگر بار به جریان لیبرال و اصلاح طلبان افراطی(سبزی ها) و جریانات تحت حمایت هاشمی رفسنجانی ضربه سنگینی وارد می شود زیرا از این پس رقابت درون خانواده انقلاب یا همان اصولگرایان است واصلاح طلبان افراطی که از گفته ها و رفتارهای این روزهایشان نیز پیداست آخرین نفس های خود را می کشند چنان که درتقسیم نقش میان این طیف اصلاح طلبان آقا خاتمی نقش گورباچف را پذیرفته است گرچه به ظاهر این روزها این افراد به انقلاب می خواهند فشار وارد کنند و از افرادی مانند علایی و نوری زاد استفاده نموده تا یک شوک به بدن نیمه جان اصلاحات بدهند لیکن این حزب به دلیل رفتار خلاف عقل و اختلافات درونی بسیار ومهاجرت نخبگانش از ایران به اروپا و به قول معروفی فروپاشی اساسی اتاق فکرشان دیگر توانایی آن تحلیل تفسیر و در نتیجه تاثیر گذاری بر مردم را از دست داده اند اما با ورود نخبگان اصولگرایی و به خصوص نمایندگان مورد انتظار جبهه پایداری و به وجود آمدن اتاق فکر هایی مانند قرارگاه عمار و... باید روزهای خوشی را در انتظار انقلابمان و انقلاب برادرهایمان در بلاد مسلمین باشیم چرا که دیگر نه ایران تنهاست و نه بچه حزب اللهی ها فان حزب الله هم الغالبون [ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
ما لشکر امام حسین(ع) هستیم و حسین وار
می جنگیم حتی درک این موضوع برای کسانی که در ایران میان همین مردمی که روزگاری با حاج حسین به عملیات می رفتند و زندگی می کردند اما این روزها از واژه مقدس شهادت سواستفاده می کنند ممکن نیست.ممکن نیست درک کند که اورا نمی توان از سرباز هایش تشخیص دهی. شاید امروز او بتواند نه تنها الگوی ما در آرمان ها و اهدافمان باشد بلکه الگویی است برای جنگ نرم،شهید خرازی می گفت کار اگر برای خدا باشد موفق می شوید حال نیز ما باید نیتمان در این جنگ نرم که هیچ چیزی از جنگ سخت کم ندارد فقط خدا باشد برای رضای او. بسیجیان گرچه تفنگ ها را زمین گذاشته اند اما حال که جهادبه عرصه های جدیدی مانندجهاد علمی و فرهنگی و اقتصادی و "جهاد بصیرت پراکنی" رسیده نیز دم فرو نگذاشته وپا به این عرصه ها گذاشتند. از ویژگی های بسیجیان آن است که در درس خواندن در بصیرت در پایداری بر اصول دوبرابر دیگران تلاش می کند وهیچ ادعایی ندارد بسیاری از نمایندگان آینده نیز همرزم این شهید بوده اند و یا در جبهه ها حضور داشته اند پس چه خوش است که تمام تعلقات دنیوی مانند اسم و رسم و شهرت و ثروت ومقام را کوچک شمرند و بسیجی بودن وماندن و منش بسیجی را که در حاج حسین همرزم و فرمانده شان برجسته بود در پیش گیرند. طبقه بندی: دفاع مقدس، [ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 08:03 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
تحریم ، وضع اقتصادی نامطلوب چوب لای چرخ دولت گذاشتن ، نظارتی که وجود ندارد و مشکلات بزرگ دیگر آیا تا کنون نمایندگان در بهبود وضعیت کشور از ابتدای انقلاب تا کنون موثر بوده اند یا تنها وظیفه شان وضع قانون است اگر از دهه شصتی ها و بزرگترهایمان بپرسیم می گویند نمایندگان در دوران گذشته به خصوص در دور اول بسیار پر شور و پر تاثیر بود چون افراد بزرگ و شاخصی در آن به خدمت ملت در آمده بودند اما این روزها گرچه افراد شاخص و بزرگ و البته با تقوایی چون حجت الاسلام آقا تهرانی وحجت الاسلام پناهیان و دیگران در مجلس حضور دارند لیکن افرادی نیز هستند که آنچه که عموم از ایشان و مجلس اصولگرا انتظار داشت بر آورده نشده و باعث شدند بسیاری از حزب اللهی ها و بسیجی ها از همان ابتدا از ایشان مایوس شوند اما دولت و شخص احمدی نژاد همچنان بر اصول پا فشاری می کردند وامید مردم و امت حزب الله به او و دولتش بود که احمدی نژاد نیز به انحراف دچارشد اما اینبار دولت عدالت و دولت مطبوع بود که منحرف شد و این باعث سرخوردگی مان شد واما قوه قضاییه که همگان دانیم که چه گاف های بزرگی داده و همچنان نیز ادامه دارد اما من نمی خواهم ناامید شوم نمی خواهم دیگران را ناامید کنم و نمی خواهم عرصه را برای یکه تازی قدرت طلبان و اضمحلال طلبان باز بگذارم پس باید کاری کنم همه باید به فکر وعمل تغییر این رویه نادرست باشیم که به نظر من اگر در دوره هایی نظیر دوره نهم مجلس ادامه پیدا کند شاید فاتحه انقلاب را باید خواند البته نه فقط مجلس بلکه هر سه قوه گرچه ناامیدی و دلسپردن به قضا و قدر راه رسم ما نیست اما حتی اگر سه قوه هم در آینده دچار مشکلات کنونی شوند ما را از راه باز نمی دارد. اما اکنون دیگر دور به حزب اللهی ها رسیده تا در آینده نه چندان دور از جمله انتخابات مجلس خود را نشان دهند نشان دهند که اگر چه آوینی گفت از ما آزادی عمل را گرفته اند اما افکارمان را چگونه؟ آیا قوه قضاییه می خواهد افکارمان را نیز مانند صراط و پایداری و 598فیلتر کند؟؟؟؟؟ جواب معلوم است دیگر این ما هستیم که باید برای تعیین سرنوشت انقلاب خیز برداریم دیگر این نوجوانان و جوانانی که درفتنه88روییدند سرنوشت انقلاب را تعیین خوهند کرد نه امثال قدرت طلبان و نه اضمحلال طلبان آری این نوجوان که اکنون این مطلب را بر صفحه وبلاگش قرار می دهد امید دارد در حال و آینده بتواند به فراخور خود و انقلاب خدمت کند و خودش را برای انقلاب بداند و نه مانند برخی قدرت طلبان انقلاب را برای خودش این نوجوان برای آرمان هایش و اهدافش تحصیل می کند وبه قول جناب پناهیان دوبرابردیگران باید درس بخواند تا بتواند نام خود را بسیجی بگذارد نه آنکه تنها به نامش اکتفا کند که این ظلمی بزرگ به خود و رفتاری منافق گونه با این واژه است و می جنگد همان گونه که پدرش زمانی را در جبهه ها جنگید اما او باید بسیار زیرک باشد و بسیار چالاک که بتواند از میادین مین عبور کند که هرکدام به حیله ای ساخته شده و دیدن آن نیازمند نگاهی دیگر است نسبت به سایرین در این جبهه اطرافم را می نگرم چه کم شده اند یاران، دیگران هریک به طریقی زخم خورده، برخی هلاک شده اند و گاه تو مجبوری با هلاک شدگان و زخمی های این نبرد طاقت فرسا بجنگی وهیچ مجالی برای تجدید قوا نداشته باشی و دشمن چه بی رحمانه حمله می کند وایستادن بر مواضع گاه چه هزینه سنگینی دارد،وگاه صدایی در گوشم می گوید رها کن، رها کن همه چیز را تا به حال بوده در آینده نیز خواهد ماند این نظام!!!! اما هربار ،صدای این عمار رهبرم است که مرا ازبازگشت راه باز می دارد و بار دیگر به سمت مسیر انقلاب برمی گردم اما این حالت برای سال ها پیش بود واکنون دیگر این نوجوان با خود اتمام حجت کرده و راه خود را انتخاب نموده است با تمام هزینه ها و خطرهایش که دیگر به شهادت منجر نمی شود که به هلاکت می انجامد اما راه یکی است راه رسیدن به سعادت...... [ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 07:24 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
دین مبین اسلام همواره مردم را به دوری از تعلقات دنیوی بصیرت و اطاعت از ولی دعوت نموده است اما دربسیاری از مواقع تاریخی بی بصیرتی و تعلقات دنیوی باعث سقوط مردم و به خصوص مسئولان یک جامعه شده ودرنهایت موجب ایستادگی در مقابل مردم و ولی امر شده است .ازجمله این موارد و می توان به فتنه 88 و یا حتی داستان دانشگاه آزاد اشاره کرد. درحالی که همه چیز روشن است و آقای هاشمی می داند مردم از ریاست هاشمی و دستنشاندگانش به ستوه آمده اند وی از تحمل مردم سو استفاده می کند ودرحالی که کیش و مات شده زیر میز بازی می زند و حکم رئیس آینده دانشگاه را امضا نمی کند. ویا در مسائل فتنه 88 کاملا مشخص ود که مردم گفتمان امام و انقلاب را انتخاب کرده اند وبا جان و دل از آن حمایت می کنند واز سوی دیگر نیز واضح بود که پشت پرده جریان اصلاحات و به خصوص سران فتنه چه بود اما با این وجود برخی از خواص و نخبگان(موسوی خاتمی کروبی هشمی و...) بخاطر تعلقات دنیوی ومنافع شخصی و حزبی به پیروی از اربابان خود پرداختند وبه دستور آنان زمینه را برای ادعای تقلب در انتخابات فراهم ساختند. اما دردیگر سوی این معرکه وابتدای فتنه زمانی که رهبر مسلمین و جبهه حق نیاز به کمک داشت برخی از خواص و به اصطلاح(صرفا اصطلاح) نخبگان تحت تاثیر تعلقات دنیوی ومنافع شخصی و حزبی درسکوتی بس گران فرو رفتندومیدان مبارزه حق علیه نفاق را خالی کردند وحال که به انتخابات رسیده و سرپل ... گیری رسیده اند تمام رسانه ها ایشان را پوشش می دهند و شاید بهتر بگوییم ایشان رسانه ها را پوشش می دهند تا در همه جا جار زنند آقای باهنر از ابتدا طرز تفکر خطرناک موسوی رادرک کرده اند وازهمان اوایل آشنایی به دوستان خطر ایشان را گوش زد نموده اند!!! حال سوال این است که اگر ایشان را جناب باهنر شناخته اند چرا در قبل از انتخابات که برای همه نخبگان وخواص مشخص بوده که از این انتخابات بوی فتنه می آید پس چرا از موسوی حمایت می کرد و به رهبری آن نامه به اصطلاح مشورتی نوشت؟ و درحین انتخابات به جناب موسوی تبریک گفتند ودر فتنه چنین سکوت کرده بودند و هنوز هم تا همین چند هفته پیش به هیچ عنوان فتنه را قبول نداشتند و حتی در سوالی که از ایشان در دانشگاه اصفهان شد ایشان بدون جواب سالن را ترک کردندو اما حال که زمان انتخاب فرا رسیده ایشان مدعی اند از اولین نخبگانی بودند که وارد میدان شده اند!!! یک سوال اگر ایشان آقای موسوی را از ابتدا می شناختند پس چرا از ایشان حمایت کردند آیا ایشان را درست نشناخته اند؟؟ پس چرا مدعی هستند؟؟؟ اگر نشناخته اند پس چرا بازهم مدعی شناخت موسوی هستند؟؟؟ نظر بنده این است که نخبه ای که حداقل یک قدم از مردم جلو نباشد اصلا نخبه نیست چه رسد آقایانی که هنوز هم فتنه را کدورت می نامند و ادعای مدیریت فضا را دارند و با پز خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخلبانی و مهندس و دکتر سعی در قبولاندن خود به مردم حتی به زور هستند!!!! اما اینها همچنان با امیدواری قابل ستایشی امید به رای مردم دارند اما ایشان هنوز نیز بیدار نشده اند و اتمام حجت مردم با خود در 9دی و 22بهمن را ندیده و نشنیده اند وخدای را شکر که اهل نفاق را جاهل قرار داد ویاران را دانا و بصیر البته در میان خواص و نخبگان،افراد صاحب بصیرت و وبدور از تعلقات دنیوی و منافع حزبی نیز وجود دارند وکم نیستند که همواره به عنوان امین امت اسلامی در هر پستی به تاسی از رهبر عزیز بزرگوارمان ،درراه اسلام ناب محمدی به مجاهدت و پایداری مشغول هستند که نقش حساس آنها در مقاطع حساس تاریخ انقلاب نمایان است. ودراین میان جای بسی خوشحالی است که ملت با بصیرت ایران خود سرنوشت خود را تعیین می کنند. وبا پایداری بر اصول و ارزش ها حول محور ولایت و حبل الله افراد را فقط و فقط بر مبنای پایبندی به اصول و آرمان ها و ولایت فقیه و پایبندی به خط امام و رهبری مورد ارزیابی قرار می دهند که این بصیرت بی نظیر امت اسلامی ایران و ازاین پس امت و بلوک اسلام ازعنایات حق تعالی خواهد بود که سرتاسر دنیای اسلام و مردم مظلوم جهان را دربرگرفته است. که این نتیجه پافشاری و پایداری جبهه اسلام بر آرمان ها و ارزش هایی بود که عمری بخاطرش خون دل خوردند وفراموش نکنیم که اینها ثمره خون شهداست واین عین بصیرت است شهدا را فراموش نکنیم فراموش نکنیم که شهدا وصیت به اطاعت از ولی نمودند [ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 03:08 ق.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
قرار داد سیزده تن از علمای اصفهان و رکن و الملک شیرازی عصر قاجار که به «عصر امتیازات به دولت های خارجی» مشهور است منجر به نفوذ خارجیان و دول استعمار گر در ایران شد و در نتیجه تولید داخلی نابود شد. در مبارزه با این سیاست و توسعه اقتصاد ملی،علمای اصفهان به تلاش هایی دست زدند،از جمله آنها،حرکت علما در تحریم کالاهای خارجی است من جمله عهد نامه زیر که می خوانید:
این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک،متعهد و ملتزم شرعی شده ایم که: اولا- قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود.اگر بر کاغذ های دیگر بنویسند،مهر ننموده و اعتراف نمی نویسیم. ثانیا-کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا دیگر پارچه های غیر ایرانی باشد،متعهد شده ایم بر آن میت،ما نماز نخوانیم. ثالثا-حرام نمی دانیم لباس های غیر ایرانی را،اما ما ملتزم شده ایم حتی المقدور بعداز این تاریخ لباس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. رابعا-میهمانی ها بعد ذلک ولو اعیانی چه عامه،چه خاصه باید مختصر باشد،والا احدی ما را به حضور خود وعده نگیرد و ما نیز اینگونه مهمانی برگزار نمی کنیم. خامسا-وافوری و اهل وافور را احترام نمی کنیم وبه منزل او نمی رویم،چرا که ضرر آن محسوس بوده و خانواده ها و ممالک را بر باد داده. امضای آقایان گرام و علمای فخام کثرالله امثالهم.
به دنبال این قرار داد،علمای دیگر هم با صدور اعلامیه به آن پیوستند و این به گونه ای بود که دولت انگلستان را به عکس العمل واداشت و چارلز مارلینگ،کاردار سفارت انگلیس به میرزا حسن خان مشیرالدوله(وزیر امور خارجه ایران) در نامه ای نوشت: جناب مستطاب... از اصفهان به دوستدار اطلاع رسیده که در کار ترتیبی هستند که نگذارند استعداد اروپایی!!! به فروش برسد و به خریداران ایرانی که اهمیت دارند،اعلام کرده اند که به کلی ترک معامله نموده و به مهلت چهار ماهه محاسبات خود را با تجارت خانه های اروپایی قطع کنند.... چون مبلغ زیادی سرمایه ی انگلیسی در این کار است،اگر این کار غیر صحیح را بگذارند امتداد پیدا کند،به سرمایه مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد.از جناب مستطاب عالی خواهشمندم مقرر احکام لازمه به کارگزاران اصفهان صادر شود که از اقدامات فتنه انگیز این اشخاص فورا دارند جلو گیری شود. کاش ما نیز امکان این را داشتیم در مقابل کالاهای خارجی این چنین از خود مقاومت نشان دهیم کاش.... [ یکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 08:59 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
گویند:
ملك سلیمان،اخراجی ها و پایان نامه منتخب فیلم های حزب اللهی هاست،گویند درباره الی،سعادت آباد واین اواخر جدایی...که چندین جایزه گرفته و خواهد گرفت نماینده روشنفکرها! راستی چه شد که این فیلم چندین جایزه خواهد گرفت چه شد که می گوییم اگر اسکار را ببرد دشمنیشان ثابت می شود، چرا این فیلم را آنقدر بزرگ جلوه دادند چرا گفتند این فیلم نماد ایرانی هاست چرا گفتیم این فیلم سرتاسر ایرانی را دروغ گو و فقیر و بی فرهنگ می خواند چرا گفتیم فرهادی فکرش غلت است چرا انقدر به این فیلم حساسیت نشان دادیم که همه فهمیدند با این فیلم دشمنی با ایران اسلامی را نشان خوهیم داد چرا ما نتوانستیم فیلمی بسازیم که این سرصدا را به پا کند چرا برای صهیونیست ها فیلم هایی نساختیم که وحشت سراتاپایشان را بر بگیرد چرا نشسته ایم و سینما را به دست فرهادی ها و خانه سینما سپرده ایم چرا ما فقط یک یوسف پیامبر داریم چرا بشارت منجی فقط یکی داریم چرا طالب زاده فقط یکی داریم چرا قط یک آوینی داشتیم چرا می گوییم چند نسل باید بیاید و برود تا آوینی دیگری بیاید؟مگر آوینی چه کرد که هنوز نامش چنین ماندگار است پس چرا آوینی ها را نساختیم چرا سینما را رها کردیم تا کسانی که دغدغه مردم ندارند دغدغه فرهنگ و دین و تمدن ندارند آن را بسازند، چرا ده نمکی روز نامه نگار وارد سینما شد ؟چون دغدغه داشت چون حرف مردم را میزند چون خود درد این مردم چشیده با ایشان زندگی کرده است نه یک روشنفکر که فقط با یک جایزه از طرف صهونیست ها دهانش را باز می کند و هر آنچه را آنان بخواهند می گوید و انجام می دهد؟ پس به قول دوستی:ایران امروز منتظر حرفهایی از جنس ده نمکی است با ساخت فرهادی. [ یکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
خانمها:ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثر: «جناب آقای سلحشور، از اینکه میبینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرتپراکنی و بیادبی در برابر همنوعانتان به دست آوردهاید، بسیار متاسفیم.» وما نیز از سکوت معنا دارتان در مورد فراهانی متاسفیم!!!!!!!!!! «ای کاش لطف کنید [و] سینمایی را که خجالت میکشیم بگوییم شما را یاد کجا میاندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.» حال شما زنان سینمای ایران که عکستان هرروز در مجله ها به شکل خاص چاپ میشود!!! و پاک هستید خجالت نمی کشید که همکارسابقتان در چنین لجن زاری فرو رفته و شما سکوت می کنید آیا حال بهتر نیست شما از سینما رخت بربندید؟آیا شما طالب آرامش و صلح و محبت به وجدان نیستید آیا حال درک می کنید سخنان سلحشور را آیا ما چنین زنان چون فراهانی و لاکانی وبرخی دیگر نداریم؟ آیا به بازیگران پاک و البته سیاست مدار ایران بر نخورد و توهین نشد؟ چرا کنون بیانیه نمی دهید تا خود را از این اقدام وی منزجر بدانید؟ کدام قبیحتر بود سخنان به حق سلحشور یا این کار شرم آور همکار سابقتان؟ چرا تنها چند ساعت پس از سخنان سلحشور چنان بر آشفتید و در برنامه هفت نماینده فرستادید و اکنون در سکوت محض؟ این به عفاف شما که همان غیرت مردان است لطمه وارد نکرد؟ نوری زاده می گوید: «من درود می فرستم به او، درود به بهزاد پدر او و مادر او که چنین دختری تربیت کردند. اصلا در این تصویر ذره ای چیزی که پورنوگرافی تلقی شود نیست، زیبایی و معصومیت آن چهره(!) فریاد زن ایرانی است(!!!) و تابوشکنی اش عالی است.» آهای زنان پاک سینما که منش پیامبران سرمشق شماست آیا از شنیدن این جملات در مورد همکارتان تاسف نمی خورید؟ بیانیه صادر نمی کنید؟چرا چرا سکوت محض چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا این یک سیاسی کاری نیست؟ [ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 08:17 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
حتما این روزها نقد و به بیانی بهتر انتقادها را از فیلم های تا ثریا و
شیدایی را زیاد خوانده اید که اکثر این انتقاد ها به این مربوط می شود که
تا ثریا روابط آزاد را ترویج می کند و شیدایی نیز سرتاسر نا امیدی است اما
بهتر است جنبه مثبت اینگونه کارها را که کارگردانان بزرگ و متعهد کشورمان
نیز ساخته اند مورد بررسی و نقد منصفانه تری قرار دهیم سریال تا ثریا اگرچه
تلخ است اما یکی از واقعیت های جامعه ما و تقبیح آن را به رخ می کشد در
این سریال بی پولی و ربا خواری را دلیل بسیاری از مشکلات همچون نا خلف شدن
فرزندان فروپاشی خانواده و عذاب الهی (قتل توسط ثریا)به نمایش در آمده است
درحالی که برخی سریال ها به بهانه بیان واقعیات به ترویج رفتارهای ناسالم
مانند روابط ازاد دختر و پسر پرداخته وآن را تقبیح نمی کنند نقد دیگری که برخی به این سریال دارند آن است که به فرزندان روابط آزاد را آموزش می دهد وچشم و گوش نوجوانان را باز می کند اما اعتقاد من به عنوان یک نوجوان این است که امروزه متاسفانه روابط بین دخترو پسر آنقدر زیاد وعادی شده که هیچ بد آموزی ندارد بلکه کارگردان این امر را تقبیح می کند که ازدواج در سنین پایین در جامعه امروز مشکلات بسیاری از قبیل مخالفت خانواده ها و بریدن نوجوانان از خانواده به دلیل برخورد نامناسب پدران و مادران با این مسائل را بیان می کند البته این دید کارگردان است اما به نظر من این طبیعی است که نوجوان به دلیل فعل و انفعالات نوجوانی به جنس مخالف و در ادبیات اسلامی به نامحرم علاقه و کشش پیدا کند. و این فیلم از جمله فیلم هایی است که با وجود تلخ بودن آگاهی بخشی زیادی هم به پدران ومادران و هم به نوجوانان دارد ضمن اینکه این فیلم در ساعت مناسب پخش می شود پدران و مادران را از ربا خواری بر هزر می دارد و بورژوا و شهرنشینان سوداگر را به منطق و عاقبت اندیشی فرا می خواند وبازهم به پدران و مادران هشدار می دهد که فرزندانتان باید با آداب اسلامی آشنا شوند و گرنه همان میشود که در این سریال میبینیم وبه نوجوانان بین 17تا20سال را نیز به منطقی بودن وکنترل غرایز و عاقبت اندیشی در مورد کاری که قصد انجامش را دارد فرا می خواند اما فیلم شیدایی نیز علی رغم مبهم بودن و غیر واقعی جلوه دادن برخی رفتارها مزایایی هم دارد مثلا به همسران جوان درس صداقت وهمینطور امیدواری و قطعا زوج های جوانی که به پای این فیلم نشسته اند خدارا شکر می کنند که آنان چنین مشکلاتی ندارند واز این جهت هم قابل ستودن است. معمولا اینگونه منتقدین که تنها جنبه منفی فیلم را می بینند یا فیلم های خوبی مثل وضعیت سفید را زیر سوال می برند اکثرا منتقد نیستند و تنها تخریب کننده هستند تا به بهانه دغدغه دین همه چیز را من جمله همین روابط پنهان یا زود هنگام برخی نوجوانان را از دید پدر و مادران دور نگه دارند چرا که معتقدند این بد آموزی دارد بلکه عکس پدر و مادر متوجه می سازد که بی مهری در حق فرزندان و خانواده چه تاثیر منفی دارد. [ سه شنبه 27 دی 1390 ] [ 03:13 ق.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
این روزها اسلام است هزاران مدعی اسلام خواهی آخر الزمان است هزاران فتنه و نیرنگ است. دوستانی که از تفکر آقای سروش حمایت می کنن به این نکته توجه ندارند که اگر«قرآن حاصل تفکر شخصی پخته و اندیشمند و غیر از کلام وحی بود در آن تناقضات بسیار می بود»1و در طول زمان با پیشرفت انسان در زمینه های فکری و عقلی به راحتی مانند ادیان غرب قابل تحریف و نفی بود مانند کتابهای مسیحیان و یهودیان که قابل تحریف است زیرا ساخته دست بشراستوافرادی به سلیقه شخصی شان قرآن را تفسیر می کنند از همین جهت در این زمینه این مبحث رو با اطلاعات و منابعی که در دسترس داشتم سعی در پاسخگویی دارم واما ضمنا هر فردی به تدریج با گذشت زمان افکاری پخته تر و غنی تری به دست می آورد پس اگر قرآن حاصل تفکر پیامبر می بود باید در سوره های ابتدایی قرآن(تدریج نزول)ضعف و ناپختگی بیابیم نسبت به آخرین سوره هایی که نازل شد و این مطلب را در مطالب اکثر اندیشمندان دنیا به وضوح مشاهده می کنیم که موضوعی انکار ناپذیر است مگر این که این کلام از غیر موجود و انسان باشد این در حالی است خداوند در قرآن کسانی را که مخالف وحی قرآن از سوی خداوند هستند را به تحدی و مبارزه فرا می خواند و از آنان می خواهد کتابی مانند آن بیاورند آیا بشر بعد از هزار و چهار صد سال توانست به این مبارزه پاسخ دهد آیا بزرگترین اندیشمندان و متفکران مخالف اسلام توانستند کتابی با این عظمت به وجود بیاورند که شیوه بیانش را در هیچ کتابی نمی یابید و شما در قرآن با وجود اینکه در طول بیست و سه سال نازل شد ضعف نگارشی نمی بینید و همینطور قرآن با وجود اینکه قرن ها پیش نازل شده است همچنان از آن به عنوان یک مرجع دینی قابل استفاده است و مسائل مورد نیاز انسان امروزی را با تفقه در این کتاب می توان استخراج نمود همینطور نشانه هایی دیگر در قرآن وجود دارد که آدمی را به تحیر وادار می سازد مثل وجود زوجیت برای تمام موجودات زنده عالم زیرا در زمان قدیم مردم فکر می کردند زوجیت فقط در انتسان و حیوان است اما در قرآن خداوند می فرماید:«ما زمین را گستراندیم و کوه های بلند و استوار بنا نهادیم و از هر گیاهی به صورت زوج در آن رویاندیم»2 آن گاه دامنه زوجیت را گسترش داده می فرماید:«ازهر چیز دو گونه آفریدیم»3واین نشانه آن است که پیامبر از علم زمان خود بسیار جلوتر بوده است در حالی که امی بود. تا قبل از قرن هجدهم دانشمندان فکر می کدند که ستارگان به سقف آسمان چسبیده اند به همین دلیل نمی افتند اما قرآن می فرماید:«خداوند آسمان ها را با ستون هایی که برای شما دیدنی نیست بر پا داشته است»4 و همگی می دانیم پیامبر امی بود و حتی سواد خواند و نوشتن هم نداشت چگونه است که در خلوت خویش به چنین تفکراتی رسیده است!!!حتما باید کسی به ایشان آموزش می داد و انتقال این تفکرات غنی و پخته نیازمند سال ها آموزش می باشد حال آنکه پیامبر ما امی بود وبعد از رحلت مادروپدر و عموی خود طبق رسم زمانه برای آموختن خواندن و نوشتن معلمی اختیار نکرد و همواره به چوپانی می پرداخت حال نمونه هایی ازنشانه ها و اعجاز محتوایی قرآن را برای اثبات الهی بودن آن می آورم:در این کتاب ،بیش از 770 بار ازعلم،280 بار از تذکر و ذکر،185 بار گوش دادن و توجه کردن،49 بار از عقل،19 بار از ژرف اندیشی و تفقه،18بار از فکر کردن،8بار ازتدبر کردن،8با از برهان،132باراز تبیین و دلیل،114 بار از حکمت و مشتقات این کلمات آیا کتابی را می شناسید که این چنین از علم تفکر و....... سخن به میان بیاورد؟ و امروزه بسیاری از دانشمندان و متفکران بزرگ جهان در برابر عظمت قرآن که تنها آن را مطالع نموده و مسلمان نبودند چنین خضوع می کنند5: 1-آلبرت انیشتن:قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست،راهی که بزرگترین فلاسفه از تعریف آن عاجزند هدایت می کند 2-پورفسور هانری کربن(فیلسوف معاصر فرانسوی) اگر اندیشه محمد خرافی بود واگر وحی او وحی الهی نبود، هرگز جرات نمی کرد بشر را به علم دعوت کند.هیچ یک از افراد بشر و هیچ شیوه تفکری به اندازه محمدوقرآن انسان را به دانش دعوت نکرده اند تا آنجا که در قرآن نهصد و پنجاه بار ازعلم ،فکر و عقل سخن به میان آمده است 3-لئون تولستوی(فیلسوف و نویسنده شهیر روسی) هر کس بخواهد سادگی و بی پیرایه بودن اسلام را در یابد باید قرآن مجید را مطالعه کند؛درآنجا قوانین و تعلیماتی بر مبنای حقایق روشن و آشکار صادر و احکام آسان و ساده برای عموم بیان شده است. 1-تفسیر آیه 82 سوره رعد 2-ق آیه7 3-ذاریات آیه49 4-رعدآیه2 5-کتاب:قرآن از دیدگاه 114 دانشمند جهان [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات شما ]
بعد از مدتها دوباره............ سلام امروز مطلبی رو براتون می زارم که زیاد در موردش صحبت نمی شه و ما هم حواسمون اصلا بهش نیست به نظرتون چند وبلاگ با محوریت حزب الله حجاب اسلام ولایت فقیه و..... تشکیل شده بسیار هستند وهمه هم در وبلاگ ها مطالب سیاست را به روش هایی تقریبا تکراری مطرح می کنند به طوری که حتی خود ما هم از این همه وبلاگ با حرف هایی تکراری خسته شده ایم برای روشن شدن مسئله مثالی می زنم در موضوع ولایت مطلقه فقیه هیچ تفکر کرده اید که همه یک حرف و یک نوع ادبیات تکراری را به کار می بریم و هیچ وقت هم طرف مقابل این ادله را برای ولایت مطلقه نمی پذیرد.حتما همه آنها بی منطق نیستند،اما دوستان عیب از کجاست؟! نمی دانم شما بگویید هیچ شده است که به مخالفان نظرمان نزدیک شده وبرای مثال حتی لینک کنیم و با ایشان با آرامش و دوستی به مناظره یا بحث های سیاسی اعتقادی و مذهبی بپردازیم؟! در ضمن این مطلب رو هم از یک وبلاگ در زمینه حجاب براتون می زارم ببینید کار ما به کجا کشیده بخونید: وقتی بنا داشتیم این وبلاگ را تاسیس کنیم بیشتر هدفمون این بود که مطالبی بنویسیم که باحجابها؛ بی حجاب نشوند نه اینکه بی حجابها را باحجاب کن پی نوشت: مطلب کوتاه بود و مختصر امیدوارم موفق باشید [ شنبه 17 دی 1390 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ محمد ابراهیمی ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |